روز 048 ام
من امروزم باز کاهش داشتم
وای نمی دونین چقدر خوشحالم. می دونین چیه؟ تا همین 1.5 ماه پیش من چند تا ناراحتی داشتم... غیر از فکر و خیال چاقی، من یه مدتی بود احساس خفگی می کردم، نمی دونم شاید قلبم درد می گرفت... دکترم رفتم گفت چیزی نیست، ولی واقعا یه وقتایی بدجوری قفسه سینه ام درد می گرفت. این اتفاق نگم هر روز، یه روز در میون می افتاد. یه مشکل دیگه ام هم این بود که یه وقتایی که غذا می خوردم، به شدت یه فشار عجیبی رو پشت چشمام احساس می کردم. باورتون می شه توی این 1.5 ماهی که رژیم گرفتم این دردایی که می گم یک بارم سراغم نیومدن؟
الآن دارم طعم زندگی سالم رو می چشم. برام باور کردنی نیست!
خوب دوستان من، شاید بپرسین چی شد یهو تو این 2 روزه کاهشم خوب بوده. راستش خودم چند تا عامل رو مؤثر می دونم:
1- اون چیزی که راجع به زمان کاهش وزن خانمها بود و براتون نوشته بودم، فکر می کنم رو منم صادق هست.
2- به توصیه سمیرا جون، بعد از ساعت 6 دیگه غذا نمی خورم. فقط مایعات و سالاد.
3- یه دوستی سر زده به وبلاگم اومده بود و برام نظر گذاشته بود برای اینکه کاهشت خوب بشه، یا روزی 3 تکه نان بخور یا روزی 3 بار 4 قاشق برنج (میزان کربوهیدرات) و من اینو دارم رعایت می کنم.
4- هر روز ولو 20 دقیقه ورزش می کنم.
می دونم زیادی اظهار نظر فنی تخصصی کردم! ولی بنامون هست که هر نکته و تجربه رژیمی که داریم رو با هم تقسیم کنیم دیگه... اینم تجربیات من بود خوب
و اما برنامه دیروز من:
| شرح | میزان | کالری |
| صبحانه | چای، 3 قاشق شکر، 1 پنیر کیبی، 2.5 تکه نان | 257 |
| میان وعده | 3 زردآلو، 1 بستنی رژیمی میهن | 185 |
| نهار | خوراک مرغ (فیله مرغ، گوجه فرنگی، آلو بخارا، سیب زمینی) | 363 |
| میان وعده | 1/4 موز، 7 بادام | 72 |
| شام | سالاد شیرازی | 19 |
| آب | 10 لیوان | 0 |
| جمع | - | 896 |
| فعالیت | 21 دقیقه دوچرخه | 125 |

سن: 33، قد: 166، BMI: 35.2